حامد بدری احمدی
-جلال حسن خانی: لطفا خودتان را معرفی بفرمائید.
من حامد بدری احمدی، متولد سال 1358 ، فارغ التحصیل رشته معماری از دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه ملی هستم.
– جلال حسن خانی: چطور وارد این حرفه شدید؟
حامد بدری احمدی:
اگر بخواهم صادقانه بگویم، باید این طور بگویم که من در شهری بزرگ شدم و درس خواندم که خیلی معمار وجود نداشت و در آن زمان که ما در کنکور شرکت می کردیم، رشته معماری به صورت فوق لیسانس پیوسته بود و به صورت عامیانه این رشته روی بورس بود و افرادی که درس خوان بودند و نمره های خوبی می گرفتند و رتبه های برتر کنکور، همیشه یکی از اولویت های آنها رشته معماری بود چرا که در آن زمان آزمون فوق لیسانس نداشت و با توجه به اینکه در شهر من معماری وجود نداشت تا با او در رابطه با چیستی معماری صحبت کنم و اطلاعات کسب کنم، تقریبا به صورت تصادفی و بدون هیچ شناختی وارد این حوزه شدم. خیلی از اوقات به این مسئله فکر می کنم که آیا این مسئله انتخاب صحیحی بوده است یا خیر.
– جلال حسن خانی: در زمان تحصیلتان در دانشکده، از اساتید و یا معمارهای داخلی و خارجی که با آنها آشنایی داشتید، چه کسی در شکل گیری نگرش اولیه شما به رویکردتان در این رشته نقش داشت؟
حامد بدری احمدی:
در دانشکده بیشتر کاراکتر و life style اساتید برای من جذاب بود و در خاطرم ماند و نگاه آنها به دنیای پیرامون که یک مسئله مهم در معماری است، برای من جلب توجه می کرد. به دلیل اینکه من خیلی سریع وارد بازار کار حرفه ای شدم، شاید بتوان گفت آشنایی با آقای مهندس محمدرضا نیکبخت خیلی بر روی من اثر گذار بود و در واقع این آشنایی نقطه عطفی در مسیر حرکت کاری و حرفه ای من بود. من از سال دوم دانشگاه وارد بازار کار حرفه ای شدم و در سال چهارم دانشگاه وارد دفتر کار مهندس نیکبخت شدم و دو سال قبل نیز خودم کار می کردم و در واقع می توان این طور گفت که کار کردن و مسیری که در حین کار پیمودم، برای من آموزنده بود تا فلان استاد.
– جلال حسن خانی: چه طور شد که دفتر معماری خودتان را راه اندازی کردید ؟
حامد بدری احمدی: من در سال 1380 وارد دفتر مهندس نیکبخت شدم و در سال 1386 همزمان با دوران سربازی، این طور فکر می کردم که شاید حضور من در دفاتر معماری، خیلی مثبت و مفید نباشد و به دلیل اینکه انسان مستقلی بودم و هستم، تصمیم گرفتم که دوره سربازی برای من فرصتی باشد که از آن استفاده کنم و دفتر کار خودم را راه اندازی کنم. من یک میز را در دفتری که چند نفر دیگر هم بودند، اجاره کردم و دفتر من از یک میز کوچک در گوشه ای از یک دفتر دیگر در سال 1386 شکل گرفت که من به دفتر می آمدم و لباس های نظامی را عوض می کردم و از ساعت 2-3 بعد از ظهر تا 11-12 شب در دفترم مشغول بودم و صبح دوباره به سربازی می رفتم. در واقع در این 2 سال بذر کاشته شد و جوانه زد و واقعا دوران سربازی برای من به جای تهدید یک فرصت بود.
-جلال حسن خانی: اگر با تجربه ای که امروز دارید، به سال های 1385- 1386 و یا بلافاصله به سالهای بعد از فارغ التحصیلیتان بر می گشتید، آیا همین مسیر را طی می کردید؟
حامد بدری احمدی: من فکر می کنم که آنچه که تجربه و گذر زمان به هر کسی در هر حرفه ای می آموزد، جسارت و صراحت است. شاید واقعا دغدغه ی فرد در شروع کار با 20 سال آینده خیلی تفاوتی نداشته باشد و یا حتی افکار فرد هم خیلی تفاوتی نکند اما آنچه که خیلی تغییر می کند، این است که فرد می تواند صریح تر و جسورتر حرف هایش را بیان کند و برای آن بجنگد. در واقع فرد بعد از 20 سال کار، یک background دارد که می تواند از آن به عنوان یک ابزار برای حرفهایش استفاده کند که این ابزار در شروع کار وجود ندارد و باید بهای آن پرداخته شود، به نظرم این نکته بسیار حائز اهمیت است. نکته مهم دیگری نیز وجود دارد که تجربه باعث می شود که انسان در عمل خودش را بهتر بشناسد و واکاوی کند که این واکاوی بالتبع در معماری هم اثرگذار است و بروز پیدا می کند..
– جلال حسن خانی: پس می توان گفت گذر زمان در رویکرد شما تغییری ایجاد نکرده است، اطمینان خودتان در بیان نوع نگرش شخصی تان به پروژه بیشتر شده و این باعث ایجاد یک زبان گویا تر و صریح تر در گفت و گو با سفارش دهنده شده است.
حامد بدری احمدی: بله کاملا صحیح است.
– جلال حسن خانی: فرآیند پروژه در دفتر شما بهچه مسیری را طی میکند؟
حامد بدری احمدی: در دفتر ما، با توجه به مقیاس پروژه و حجم کار پروژه تیمی از افراد برای طراحی آن پروژه، تعریف می شود. مطمئنا از مقیاس پروژه، خیلی از ظرفیت های آن برای ما اهمیت دارد. پس در مرحله اول سعی داریم تا این ظرفیت ها را شناسایی کنیم که این ظرفیت ها می تواند تهدید های به اشتباه خوانده شده پروژه باشد که سعی ما تبدیل کردن این تهدیدات به فرصت است. و همچنین می توان از این ظرفیت ها، به نقاط تاریک پروژه اشاره کرد که ما سعی داریم تا آنها را نورپردازی کنیم تا این نقاط به نقاط روشنی تبدیل شوند. همچنین می توان به شرایط خاص کارفرما، شرایط اقتصادی پروژه، موقعیت قرار گیری پروژه، به عنوان یکی از پتانسیل های آن اشاره کرد. تقریبا می توانم این طور بگویم که با توجه به پروژه هایی که تا امروز داشته ایم، نمی تواند پروژه ای ظرفیت نداشته باشد و هر location در این کره خاکی، دارای ظرفیت های پنهانی است که نیازمند شناسایی است. به هر حال ما در مرحله اول کار، تلاش داریم تا این ظرفیت ها را به خوبی شناسایی کنیم و در مرحله بعد به دنبال دادن پاسخ هایی برای این ظرفیت ها هستیم که ممکن است خیلی ریز و یا خیلی درشت باشد. در پروژه هایی که نیاز است، یک ماکت از همسایگی ها ساخته می شود تا اثرات متقابل پروژه و همسایگی ها دیده شود. در مجموع در قدم اول، پروژه را در مقیاس خودش و همسایگی هایش بررسی می کنیم و بعد ایده های اولیه مطرح می شود و بر روی پروژه گذاشته می شود که معمولا این مسئله در یک اتاق فکر، در رابطه با ایده های اولیه صحبت می شود و در نهایت یکسری خروجی حاصل می شود که با کارفرما به اشتراک گذاشته می شود و یک محصول مشترک تولید می شود و رو به جلو حرکت میکرده و توسعه میابد وفازهای بعدی تکمیل میشود. ما در همه این مراحل سعی بر این داریم تا با دقت نظر، بحث های جدی را کم رنگ نکنیم. به عنوان مثال فاز 2 یک پروژه، یک بحث جدی است و نمی توان گفت که کدام یک از مسائلش مهمتر است. من تلاشم این بوده است که این مسیر، یک مسیر متعادل باشد و در هیچ کدام از قسمت ها، پروژه را ضعیف نکند.
-جلال حسن خانی: نقش شما در این مسیر کجاها پررنگ تر است؟
حامد بدری احمدی: می توان گفت من در همه مراحل، با فواصل مختلف حضور دارم که در قسمت هایی فاصله کمتر می شود و در قسمت هایی فاصله زیاد. در واقع هیچ قسمتی از پروژه نیست که من در آن حضور نداشته باشم.
– جلال حسن خانی: یکی از مباحثی که در تمام کسب و کارها موضوعیت دارد روز به روز مهم تر و جدی تر می شودبحث سیستم سازی است.با توجه به این که بخشی از معماری هنر و بخش دیگری از آن فن است، ما نمی دانیم معماری سیستم پذیر است یا خیر. من می خواهم نظر شما را در رابطه با سیستم پذیر بودن معماری بدانم و آیا در دفاتر معماری نیاز به سیستم سازی وجود دارد؟ و آیا دفتر کار شما تاکنون رویکردی به این موضوع داشته است ؟ و در نهایت تعریفی از سیستم سازی ارائه دهید.
حامد بدری احمدی: در این مورد من می توانم کلمه سازماندهی و تفکر سازمانی داشتن را در مجاورت با سیستم سازی قرار دهم.تصور من این است که برای رشد، حتما لازم است. ولی برای دفاتر معماری با کارهای متعدد ریز و درشت و ارجاعات و بازگشت های ناگهانی پروژه به صورت همزمان کار بسیار سخت و پیچیده ای است. به عنوان مثال، که این مثال یک مثال واقعی است، ما در هر هفته یکسری جلساتی داریم که کارها را مرور می کنیم و سعی می کنیم که در تیم های فاز 1، فاز 2، مدیران پروژه ، کمک های مدیران پروژه، تیم presentation و بخش های مختلف پروژه، هماهنگیهای سیستم سازی در این تیم ها صورت بگیرد. ولی اتفاقی که در ایران می افتد، اگر بخواهم با مثال موردی شرح دهم، این است که شما پروژه را تصحیح می کنید بعد وارد سیستم شهرداری می شود و شما تصور کنید که به صورت همزمان 10 عدد از این نوع پروژه در دفتر است و شما تصورتان این است که با برنامه ای سیستمی که تنظیم کردید، این برنامه تا 1 ماه جوابگوست اما به دلیل اینکه ارجاعات بعدی کار قابل پیش بینی نیست، دفاتر معماری را خیلی آشوب زده می کند لذا برنامه ریزی را دچار مشکل می کند و برنامه ریزی سخت می شود. بنابراین برنامه ریزی دقیق و خیلی با نظم و دیسیپلین که مد نظر است، در بحث زمان، خیلی نمی تواند اتفاق بیفتد.
– جلال حسن خانی: یکسری پروژه به شما ارجاع می شود و شما تا رسیدن به نتیجه نهایی بر روی آن کار می کنید و فکر می کنید، مسیر کلی دفتر معماریتان را بعد از چندین سال ، چگونه سازماندهی می کنید؟ اگر شما با دید یک تحلیلگر و یا یک منتقد پروژه هایی که تا کنون کار کردید پروژه هایی را که تا به حال کار کرده اید بررسی و تحلیل کند، حلقه اتصال این پروژه ها چیست، پروژه های شما چگونه با این مشخصات قابل شناسایی هستند؟
حامد بدری احمدی: من فکر می کنم 2 نوع تعریف و نگاه برای این موضوع وجود دارد. بعضی از کارها را در هر جای دنیا ببینید، ممکن است حدس بزنید معمار آن کار کیست، اما بعضی از کارهای معماران متنوع است و معمار پروژه سعی کرده تا پاسخگویی های متفاوتی را ارائه دهد و مولف آن خیلی قابل ردیابی نیست. خیلی از اوقات به این موضوع که مسئله مهم و جدی است فکر می کنم. پروژه های ما به این صورت نیست که در خیابان با یک نگاه قابل شناسایی باشد که این پروژه مربوط به دفتر بوژگان است یا خیر. خودم شخصا بازیگوشی در پاسخگویی به یک مسئله را شخصا دوست دارم. در کل در مورد خط فکری دفتر ما می توانم بگویم که ما در دفتر معماری بوژگان، هنوز در حال کندو کاو هستیم و نمی توان در یک جمله گفت که دنبال چه چیزی هستیم. بنابراین اگر بخواهم جمع بندی کنم، علامت شناسایی خاصی در پروژه های ما وجود ندارند.
– جلال حسن خانی: کدامیک از پروژه هایی که تاکنون کار کردید به هدف و خواسته ای که تعریف کرده بودید نزدیکتر شده است؟ آیا تمامی پروژه های دفتر شما به یک اندازه به هدفی تعریف کردید نزدیک شده اند ؟
حامد بدری احمدی: قطعا خیر، زیرا عوامل بیرونی پروژه علاوه بر تیم ما نتیجه را مشخص میکند، عواملی مانند کارفرما و اقتصاد و حتی موضوع پروژه و … هستند که بر روی پروژه تاثیرگذارند. آنچه که من از ظرفیت ها یاد می کنم بسیار تاثیر گزار بوده است. به عنوان مثال در پروژه هایی که قانون 60% زمین را می بایستی رعایت کنید، شما خیلی نمی توانید این مرزبندی معماری را جابه جا کنید چراکه این ساختمان قرار است به فروش برسد و در آن سخت گیری های اقتصادی وجود دارد و ما در این مسیر حرکت می کنیم البته این موضوع برای من جذاب است و پروژه های این چنینی نیز زیاد قبول کردهام. اگر بخواهم مثال دیگری در این زمنیه بزنم، پروژه ورزشی که تیم ما کار کردند و این پروژه هم اکنون در حال اجراست، کار کردن بر روی پروژه ورزشی فارغ از اینکه چه عملکردهایی در آن وجود دارد، تجربه جذابی است که پروژه مهمی خواهد بود. یا به عنوان مثال رستورانی در لواسان که در آن مفاهیمی باز تعریف شد که رویکرد متفاوتی بود و یا پروژه ای که در ابتدای خیابان پاسداران است که با تمام مسائلی که برای آن وجود دارد که شاید نفس گیر و سخت باشد، اما در حال تجربه کردن هستیم. در کل نمی توانم بگویم که تمامی پروژه هایی که تا کنون بر روی آنها کار کردم، به آنچه که من ذهنم به عنوان هدف غایی تعریف کردم، نزدیک شده اند.
– جلال حسن خانی: وقتی من وارد دفتر شما شدم، اولین چیزی که دیدم، ماکت ها و تصاویر پروژه هایی را که تا کنون کار کردید بود. فرم به معمنای پلاستیک در طراحی معمولا در چه مرحله ای اتفاق می افتد؟ آیا در دفتر معماری بوژگان، فرم حاصل و خروجی یکسری پروسه است که اتفاق می افتد و کنترل می شود؟ و یا اینکه خود فرم موضعیت دارد و همزمان با توسعه و پیشرفت سایر قسمت های پروژه به آن توجه می شود و طراحی می شود؟
احامد بدری احمدی: ین موضوع در پروژه ها متفاوت است.همان طور که نسخه واحدی برای پروژه ها نداریم، برای این موضوع نیز نسخه واحدی نداریم. به نظر بعضی از پروژه ها اصلا قرار نیست Iconic و Formal باشند. مثلا یک پروژه، مسکونی است با مسائل خاص خودش، پس نگاه ما نیز به این پروژه همین است و این مسیر به این معنا نیست که فرم ساختمان اصلا اهمیتی نداره، بلکه اهمیت آن در رده چندم است. اما در پروژه ی دیگری، ساختمان می تواند Iconic باشد و ذاتا ماموریتش Iconic بودن است، پس در نتیجه فرم و اهمیت آن در لایه های بالاتری برای تصمیم گیری قرار می گیرد و پارامترهای دیگر در اولویت های چندم قرار میگیرند. بنابراین این مسئله از درون آنالیز اولیه پروژه بیرون می آید. ولی به هر حال پروژه هایمان می توانند Formal باشند، برای شهر و کاربر عرضه می کنیم و اینکه اهمیت این موضوع چقدر است از دل آنالیز اولیه بیرون می آید.
– جلال حسن خانی: به نظر شما، مولف بودن معمار موضوعیت دارد ؟ و این مسئله از دیدگاه شما در حال حاضر چقدر اولویت دارد؟
بحامد بدری احمدی: ه نظرم در مورد یک موضوع سخت و سخت گیرانه در حال صحبت هستیم. اگر یک معمار مولف باشد، خیلی معمار خاصی است. من می توانم در این مورد به هوشنگ سیحون، هادی میرمیران در دهه های گذشته اشاره کنم شاید معمار دیگری نداشته باشیم که در سال های معاصر که بر نسل بعدی خودش تاثیرگذار باشد و آنها به او مراجعه کنند، نداشتیم و اگر هم باشند حداقل کمرنگ تر از این 2 نفر هستند. اما به نظر من معماری ظرفیت این موضوع را دارد و اگر معماری تلاش کند تا مولف باشد خیلی کار عجیبی است چراکه مولف بودن از درون به بیرون است و نه از بیرون به درون. بنابراین اینطور نیست که معمار تصمیم بر مولف شدن بگیرد و مولف شود. یک معمار توانایی و استعداد و ظرفیت هایی دارد که در طی مسیر کاری خودش و در انتهای آن برای نسل خودش، همکارانش و نسل بعدی، تاثیرگذار باشد. در واقع معماری ذاتا به این شکل است و معماری یک رشته مهارتی است و به زمان احتیاج دارد و این طور نیست که به طور مثال من در یک دوره شرکت کنم و معمار مولف شوم. یکسری شرایط محیطی مانند محل زندگی و رشد فرد،محل کار، نوع تفکراتش و تاثیرپذیری از نسل های قبل می تواند بر معمار مولف شدن تاثیرگذار باشد. در واقع همه انسان های موفق یکسری شرایط و پیش زمینه هایی دارند که بر روی آنها تاثیرگذار است و مجموعه ای از آنها، یک فرد را به فرد تاثیرگذار تبدیل می کند.
-جلال حسن خانی: میزان توجه جامعه محفلی به یک موضوع، در گذر زمان تغییر میکند و گاهی اولویت اول در اولویت چهارم یا پنجم قرار می گیرد. ما یکسری مفاهیم داریم که با کلمه انتقال پیدا می کند مانند معماری Orginal ، معماری Avangard . من به دنبال بررسی این موضوعات از زوایه استحاله زمان و گذر زمان هستم. در واقع آیا گذشت زمان باعث شده تا اولویت ها جابه جا شوند؟ به طور مثال در صده گذشته Avangard بودن معماری موضوعیت داشته و اولویت داشته ولی امروزه با گذشت زمان و تعدد کارها و پیشرفت ارتباطات و تابدل اطلاعات و غیره، شاید دیگر این مسئله موضوعیت نداشته باشد و در اولویت چندم قرار بگیرد. به نظر شما این مسئله جابه جایی اولویت ها امروزه در حال انجام است
حامد بدری احمدی: به نظر من آنچه که هم اکنون اولویت دارد، این است که انسان چگونه می تواند با جهان بینی و استعداد ناب خودش، معماری کند. ممکن است یک معمار در موضوع Material و Texture و اثرات عمیق آن بر روی انسان، فعالیت کند و ناخودآگاه به این موضوع توجه می شود زیرا هم علاقه مند است و هم تبحر دارد و هم می تواند موضوعی را ارائه کند که پیش از این به آن اشاره و تجربه نشده است. ناگهان موضوعات پدیدار شناسانه پیتر زومتر از دل این موضوعات استخراج می شود. یک معمار دیگر به بافت و چینش علاقه دارد و همیشه یکسری موضوعات جدید برای ارائه دارد و همیشه منتظر این هستیم که در دفعات بعدی چه چیزی برای نمایش و ارائه خواهد داشت. منظورم این نیست که معماری برای این افراد در اولویت نیست، بلکه این یک تجربه شخصی شان است که ناخودآگاه بقیه دنیا را به خود جلب می کند. به نظر من این موضوع که معمار چگونه به موضوع و حرفه نگاه می کند و مسائل را حل می کند، برای مخاطب جذاب است.برای من این مسئله از Avangardism مهم تر است. در واقع این فرد خودش است و از کسی تقلید نمی کند، پس Orginal است و حتما Avangard هم هست.از نظر من زمانی مشکل پیش می آید که ما می خواهیم مسیرهایی را طی کنیم که خودمان نیستیم.
– جلال حسن خانی: جزئیات اجرایی در پروژه های شما چگونه با کلیت معماری و کانسپت و نظام معماری ارتباط بر قرار می کند؟ در واقع رفت و برگشت بین جزء و کل چگونه اتفاق میافتد؟
حامد بدری احمدی: به نظر من بحث جزئیات و دیتیل خیلی خیلی مهم است و به اندازه ای که موضوع کانسپت پرداخته شده، به موضوع دیتیل و جزئیات پرداخته نشده است . معماری زمانی تمام می شود که ساخته شود و معمار باید به ساخت و جزئیات وارد باشد و بتواند تطابق بین بخش های مختلف بر قرار کند و این موضوعی است که به آن کم بهاء داده شده است و به لحاظ تکنیکال، فاز 2 و1 معماری یک مهارت و تبحر است. در مورد سوال، به تعادل ایده آل رسیدن راه دشواری است و من اصلا ادعایی ندارم و به هر حال، ما برای هر پروژه سبدی از متریال تهیه می کنیم که این سبد از کانسپت می آید که پروژه قرار است به چه صورتی باشد مینیمال باشد یا پر دیتیل. در واقع بدون هیچ ادعایی در حال تلاش هستیم تا جزئیات زیرمجموعه ای از تصمیم کلی باشد.ممکن است در جایی دیتیل خیلی پنهان و مستتر باشد و در جایی خیر. اما من فکر می کنم که ما در صنعت ساخت و ساز در ایران از این موضوع کمی عقب هستیم. تلاش ما این بوده است که خیلی به اجزا به صورت مجزا فکر نکنیم و همگی با هم هماهنگ باشند.
– جلال حسن خانی: پروژه های شما چه مشخصه هایی دارند که کار به شما ارجاع میشود؟ کارفرما برای سفارش کار به چه دلیل دفتر شما را انتخاب میکند؟
حامد بدری احمدی: در مورد کارفرمایی که برای بار اول به دفتر ما و تیم ما مراجعه می کند، نمی توانم حرفی بگویم و این موضوع را باید از خودشان بپرسید. ما در این سال ها خیلی تلاش کردیم تا گفتگو و رابطه کاری درستی با کارفرما برقرار کنیم.در واقع ما به حرفهای کارفرما گوش می دهیم تا او هم به حرفهای ما گوش بدهد و سعی کردیم تا تعامل خوبی برقرار کنیم و ما پروژه را متعلق به هر دو طرف می دانیم و اگر پروژه ای خوب شد، اصلا این طور نیست که دلیل این موفقیت، من به تنهایی باشم ، حتماکارفرما نیز در این پروسه دخیل است و بر عکس. مورد بعدی این است که کارها و پروژه های ما هزینه محور و متریال محور نیست و بیشتر خود معماری و اتمسفر فضا مد نظر و برای ما ارزش است.همچنین مبحث ساخت و سلامت در ساخت پروژه ها نیز برای ما بسیار حائز اهمیت بوده و بنابراین کارفرما راضی بوده و مجددا به ما رجوع کرده است.
-جلال حسن خانی: با توجه به اینکه با تعداد زیادی از کارفرمایان کار کردهاید، دغدغه اصلی کارفرمایان برای انتخاب یک دفتر معماری برای سفارش کار چیست؟ آیا متوجه معیارها یا دلایل خاصی در ذهن سفارش دهندگان برای انتخاب دفاتر معماری شده اید؟
حامد بدری احمدی: من خیلی از اوقات به این موضوع فکر کرده ام که کتابی در ارتباط با کارفرمایان بنویسم. برخی از کارفرمایان که می توان از آنها با عنوان بهترین کارفرمایان یاد کرد، می دانند چه چیزی می خواهند و مسیر برای آنها روشن است و از قبل می دانند که معماری که می خواهند انتخاب کنند باید چه ویژگی هایی داشته باشد. بنابراین راحت می توانند معمار را انتخاب کنند و به او اعتماد کنند و به کار اصلی خودشان که تامین هزینه و برنامه ریزی های کلان و .. است، برسند. به نظر من یک کارفرمای هوشمند همچین کارفرمایی است که خیلی سخت گیرانه با توجه به ذهنیتی که دارد، می تواند معمار خودش را انتخاب کند. اما برخی از کارفرمایان به دفاتر مختلف می روند و از هر دفتری نکاتی به خاطرشان می ماند و در نهایت تصمیم برایشان سخت می شود و بعد از اینکه همکاری آغاز می شود، آن پروژه، پروژه ای که باید نمی شود. ما می توانیم معمار حرفه ای داشته باشیم و همچنین می توانیم کارفرمای حرفه ای نیز داشته باشیم. به زعم من کارفرمای حرفه ای تعداد زیادی نیستند و کارفرما صرفا کسی نیست که سرمایه دارد و ساختمان می سازد، کارفرما کسی است که مطالعات مدیریتی دارد و کسی است که در مورد معماری اطلاعات دارد و دفاتر معماری را می شناسد و از همه مهمتر خودش را می شناسد و می داند که چه چیزی برایش اولویت دارد و با چه کسی می تواند گفت و گو کند. یکی از جذابیت های شغل ما برای من، رو به رو شدن با افراد و جمع های مختلف است که تمامی ندارد برای من این تنوع بسیار جذاب است.
-جلال حسن خانی: یکی ازمسائلی که امروزه در هدایت جریان تامین سرمایه، نقش مهم و تعیین کننده ای دارد و گستره وسیع و مختلفی دارد، مبحث برند سازی است. از نظر شما، آیا در کار معماری برند سازی یک تهدید است یا یک فرصت ؟
حامد بدری احمدی: من مطالعاتی بر روی برند سازی نداشته ام که بتوانم در این موضوع عمیق شوم. ولی یک حدیثی است که می گوید : تا خودت را معرفی نکنی، کسی نمی شناسدت. تصورم این است که یک حداقل معرفی و حداقل ارائه ای در کل نیاز است. ولی این موضوع که کارهای حاشیه ای از کارهای اصلی بیشتر باشد می تواند برای ما تهدید باشد. کار ما برای ما کشیدن خط و نقشه و ساختمان و ساختمان سازی است، نه کار دیگری. بعضی از اوقات می بینیم که این کار حاشیه از کار اصلی فرد پر سر و صداتر است و من خیلی این کار را توصیه نمی کنم.اما اگر یک صفحه اجتماعی داشته باشیم و کارها به نمایش و ارائه بگذاریم و Feedback و نظرات دیگران را بگیریم و جهان خود را با دیگران به اشتراک بگذاریم این رویکرد برای من کافی است که در درون آن هم تبلیغات است و هم معرفی. من معتقد هستم که بیشتر از این کارهای ماست که حرف نهایی را می زند. به نظرم من در مرحله اول کار باید خودش صحبت کند که به نظرم بهترین تبلیغ برند، خود کار است ولی اینکه چگونه از این کار استفاده شود تا تبلیغ انجام شود، خودش یک بحث جداگانه ای است.
– جلال حسن خانی: در این مرحله از گفتگو به سوالاتی می رسیم که مربوط به نقد است. به نظر شما، نقد معماری چه طور، کجا و توسط چه کسانی میتواند بر خواسته مردم اثر گذار باشد و جامعه عام را که با این مسئله سروکار دارند کمی آگاه تر کند.
حامد بدری احمدی: من این سوال را 2 بخش می کنم. من فکر می کنم که نقد معماری بسیار می تواند در پیشبرد معماری کمک کند. رشد با نقد صحیح تکمیل می شود و افول نیز با نقد منفی سطحی همراه است. خودم خیلی از اوقات برای کسانی که نظراتشان را در مورد کارها برایم می فرستند که حتی اگر نظرات کوبنده ولی محترمانه باشد، حس می کنم یکی از دلایل رشد کارهایمان همین مورد است. حتی خودمان در دفتر با هم بدون سانسور صحبت می کنیم چراکه بچه ها در دفتر نظراتی دارند که همه آنها باید شنیده شود و می شنویم. در مورد مردم، من فکر می کنم که حال مردم باید خوب باشد تا بتوانند دغدغه های اقتصادی به اجتماعی و لایه های بالاتر تبدیل شود. بعید می دانم که هم اکنون با این حال و اوضاعی که مردم دارند، بتوانیم آنها را به موضوع معماری حساسشان کنیم. مگر مردم دغدغه موسیقی دارند ؟ فکر نمی کنم، اگر هم افرادی باشند، خیلی افراد کمی هستند. در کل تصورم این است که حال امروز مردم به قدری بد است، که زور من و منتقد و شما نمی رسد تا افراد را آگاه تر کنیم با توجه به اینکه رسانه ای هم در این مورد نداریم. من بعید می دانم که فعلا بتوان کاری در مورد حساسیت مردم به معماری انجام داد.
-جلال حسن خانی: سوال بعدی را با یک مثال شروع می کنم، برنامه نود، برنامه ای بود که جریان نقد در آن وجود داشت و گاهی نیز برنامه به صورتی بود که اتفاقات جدید را تحلیل میکرد. فارغ از شرایط مردم، آیا معماری این قابلیت را دارد که توسط یک رسانه و یک جریان سازی برای تفکر، طوری رصد شود که کمی برای جامعه معماری هدایت گر باشد. آیا در جامعه ما خارج از اتمسفر حاکم فعلی این قابلیت وجود دارد؟
حامد بدری احمدی: نمی دانم. ما، دفاتر معماری، معماران، تمرین گفتگو کردن با یکدیگر را تا به امروز نداشته ایم. بیشتر فضای تشریحی در جشن های مختلف بوده که تعداد آنها کم هم نیست. فضایی که بشود ما با یکدیگر در مورد حرفه و کار بتوانیم گفتگو کنیم، سراغ ندارم. اما در کل قابلیت این موضوع و تاثیرگذاری آن وجود دارد.
-جلال حسن خانی: در سایر هنرها، ادبیات، سینما، نقاشی و … نقد چه مقدار جلو رفته است و آیا تاثیرگذاری داشته ؟ این نقد چه طور انجام شده که در مورد معماری انجام نشده است ؟
حامد بدری احمدی: قطعا نقد در سایر هنر بیشتر نفوذ کرده است. این موضوع موضوعی است که می توان در مورد آن گسترده تر صحبت کنیم.وقتی ما برای معماری صنف و اتحادیه و کانون نداریم و اصولا یک صنف منسجم و حرفه ای به عنوان یک حرفه متحد نداریم، پس شاخه های جنبی آن نیز خیلی شکل نگرفته است. ما فقط یکسری معماری بودیم، همین و بس. یک انجمن معماری هست اما آن هم خیلی به صورت حرفه ای کار نمی کند، که به طور مثال من به آنجا بروم و دیگر معماران نیز به آنجا بیایند و با هم در مورد دغدغه های معماری صحبت کنیم و تا وقتی این حرفه به آن معنا شکل نگرفته است پس نقد جدی آن هم شکل نگرفته است.پس در نهایت من کارم را در اینستاگرام قرار می دهم و شاید 10 نفری که سواد آنها در این حرفه نیز مشخص نیست، در مورد آثار نظراتشان را عنوان می کنند. بنابراین برای معماری ساختاری وجود ندارد که نقد یکی از قسمت های آن ساختار باشد. در حال حاضر یکسری از دوستان در حوزه نقد فعال هستند اما برای این کار باید سیستمی تعریف شود که این افراد در چهارچوب این سیستم به نقد کارها و آثار بپردازند. برای من موضوع نقد معماری خیلی جذاب است و خودم 1-2 ترم در دانشکده خودمان در دانشگاه Assistant نقد معماری بودم.
– جلال حسن خانی: در جاهای دیگر دنیا، که بیشتر به این موضوع پرداخته اند، این موضوع چگونه انجام می شود ؟ آیا شما ژورنال یا مدیایی در این راستا می شناسید که نقد معماری انجام می دهد ؟
حامد بدری احمدی: مشخصا نمی شناسم. ولی خب ما در سایر کشورهای دنیا ، معمارانی داریم که صحبت های آنها کمی از جنس نقد است.مانند رم کولهاس ، چارلز جنکز که با حرف هایشان معماری دنیا تکان خورد. ولی در کل این رویکرد را بصورت موثر تا کنون ندیده ام.
– جلال حسن خانی: در حال حاضر علاقه افراد برای تحصیل در رشته معماری زیاد شده است و تعداد دانشکده ها، آموزشگاه ها و و موسسات آموزشی، تعداد زیادی معمار وارد حرفه خواهند شد.به نظر شما و با توجه به تجربه ای که دارید، برای اینکه نگرش این افراد به معماری و سمت و سوی حرکت آنها در این مسیر درست باشد، چه کارهایی را باید انجام دهند؟
حامد بدری احمدی: من حدود 3-4 سال پیش می دانستم که معماری ششمین شغل بیکار در ایران است. و این موضوع یک ضربه ای است که نظام آموزشی به معماری وارد می کند، واقعا تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته بسیار زیاد است. زمانی در شهر من، فقط من بودم که معمار بودم، اما در حال حاضر شاید بالای 1000 نفر معماری خوانده اند. با توجه به ظرفیت این رشته وحتی کاهش ظرفیت در شرایط اقتصادی همه این افراد نمی توانند در این رشته مشغول فعالیت باشند. متاسفانه مدیریتی در نظام آموزشی نیست و مدرک گرایی خیلی زیاد شده است. توصیه من به افرادی که می خواهند وارد بازار کار شوند، این است که حتما در شرکت های خوب و با کیفیت کار کنند چراکه شکل گیری آن نهال بسیار مهم است. نکته دیگری که مهم است این است که خیلی باید صبور باشند اجازه گذشت زمان بدهند و اگر چیزی را باور دارند به دنبال آن بروند. اگر بچه ها بتوانند این موارد را رعایت کنند می توانند به مسیر درست برسند.
– جلال حسن خانی: یک کتاب خوب معرفی کنید.
آحامد بدری احمدی: قای فردوسی پور یک کتابی ترجمه کرده است با عنوان ” هنر شفاف اندیشیدن” که من این کتاب را خیلی دوست داشتم. کتاب” انسان خردمند” نیز برای من جذاب است. اما کتابی که خیلی دوست دارم توصیه کنم که همه بخوانند، کتاب “شور زندگی” است. این کتاب به زندگی ونسان ونگوگ می پردازد و فکر می کنم در شرایط امروز خواندنش خالی از لطف نباشد.
-جلال حسن خانی: در صحبت هایمان خیلی در مورد مسئله و یافتن راه حل مسئله و … صحبت کردیم. در راه حل مسئله، خلاقیت نقش مهمی دارد و ما نیاز به خلاقیت برای حل مسئله داریم که بر قوه تخیل باز می گردد. سوال اینجاست که آیا این خلاقیت ذاتی است و یا اکتسابی ؟ و شخص شما روشی دارید که در شرایط زمانی و مکانی خاص بتوانید بهتر فکر کنید؟
حامد بدری احمدی: IQ هر فرد از پدر و مادر و ژن و DNA او شکل می گیرد و از همان طریق باید پیگیری کرد که با روش و تمرین نمی توان آن را زیاد کرد. ولی از این بحث مهم تر بحث پشتکار و تلاش و استمرار است که برای من در دفتر این نکته بسیار مهمتر از خلاقیت است و مثال معروف آن هم مثال مسابقه لاک پشت و خرگوش است.
بعد از مدتی با توجه به تجربه و دانستن کلید های حل مسئله خیلی درگیر زمان نیستم و زمانهایی حس می کنم که کیفیت کار و فکر بهتر و خالص تر است که این یک مسئله درونی است. من به طور کل سعی می کنم خیلی به موضوع فکر کنم و اجازه دهم که ناخودآگاهم نیز در مورد آن فکر کند. به عنوان مثال ممکن است در حالت خواب هم یک دیتیلی در ذهن شکل بگیرد. در کل سعی می کنم که موضوعات را به ناخودآگاه بفرستم تا در مورد آنها فکر کنم.
– جلال حسن خانی: به عنوان آخرین سوال، شما روحیه و انگیزه کاریتان را چگونه حفظ می کنید؟
حامد بدری احمدی: این موضوع شخصی است ولی هر روز سعی می کنم زمانی که بیدار می شوم و روزم را شروع می کنم، حس کنم که اولین روز زندگیم است و هم حس کنم که آخرین روز زندگیم است و در کل گذشته خیلی برایم موضعیتی ندارد. تلاشم این است که روزها را خوب شروع کنم که تا حد زیادی در این مسئله موفق هستم.
تهیه شده در کلوپ معماران و سازندگان
مشاور برندینگ و مارکتینگ عرصه معماری و صنعت ساختمان







