بازنمایی “آدم انگار” چند اثر از “فرشاد مهدیزاده” با تخیل “جلال حسنخانی”.
آثار معمار در یک تناسخ به آدمی تبدیل شده است. آدم انگار آثار فرشاد مهدیزاده “یک جادوگر” هست.
او جادوگری یاغی است،همیشه قانون شکن است اما قانون شکنی اش لایحه هایی جدیدی را تصویب میکند و همین باعث میشود بدون قرار وثیقه از دادگاه “نُرم، عرف و کلیشه رها شود .
کسانی را میشناسد که در محبس معمولی بودن سالهاست زندانی هستند و هیچ دلش نمیخواهر به ملاقاتشان برود. دیوانه بند بازی در ارتفاع بالا هست. خیلی ریسک پذیر است و شاید خودش هم نمیداند دوست دارد روی لبه تیغ حرکت کند.
پیش بینی ناپذیر است. یک هو دیدی سر از قطب شمال درآورد و شبهای طولانی را بدون پلک زدن نشست و نگاه کرد به شبهای سپید .
شبها پرواز میکند و روزها به آدم تغییر وضعیت میدهد. خواب ندارد و از بیخوابی شاکی هست.
سمج است و اگر قمار کند عادت به باخت ندارد، در واقع باخت را نمیپذیرد.
در جمع اسطوره ها ظاهر میشود. مبهوت کننده، خیره کننده، شوخ، شوخ طبع است اما یک هو چنان جدی میشود که هرکَس دور و برش باشد به سختی آب دهانش را قورت میدهد.
مدام در حال جادو برای استحاله و دگرگونی یک حس به حس دگر هست. تمام تجربه دگرگونه گی را به بروز ماده میرساند و این برایش ماجراجویانه هست. کلکسیونی از تغییر حس و تجربه به حس و تجربه ای متفاوت و تبدیل آنها به یک انرژی نورانی در حال حرکتی پروانه وار داخل یک کره شیشه ای. جوری که یک بار یکی از دیده بانهای شه تعریف میکرده که نیمه ای انسان و نیمه ای پرنده شده بوده. و شبانه انرژی های محبوس را در جای جای شهر آزاد میکرد.
خانه اش زیر آب است. یک دریچه زیر دریاچه که کسی به تنهایی اش راه نمیبرد. خانه اش مثل خودش عجیب غریب است. استکان و نلبعکی های غول آسا و جنگلی ریز و میکروسکوپی ذز ته کمد اتاق کار با انتهایی ناتمام و درختهایی جادویی.
از اطرافیانش پرسیدم با فکر کردن به او “آدم انگار” چه به ذهنشان می آید؟
بیشترین کلید واژه ها اینها بودند:
مرز شکن،تُندرو، رادیکال، پرسشگر
چابک، فنی، پراگماتیزم، عملگرا
جادوگر از میانه رو ها و زندگی های رباتی بیزار است.
خدای شهر و خدای حسابگر از او در جمع خدایان چنین یاد میکنند:
باید او را از شهر تبعید کنیم. او به قوانین بی اعتناست. او ضُمخت، بدخُلق،، تند خو، رِند، قلدر، تمامیت خواه، خودخواه و مغرور است. باید او را به دور دستی بفرستیم.
اما خدایگان زندگی و مرگ و خیر و شر از او دفاع کردند:
اشتباه میکنید که بار منفی به این برداشت هایتان می دهید.
هرچند او مبهم، پرسش برانگیز، مرموز و کُدگذاری شده است اما روزگار ما به جاد.گر عامل، بیش فعال، برون گرا، محرک، تهاجمی خلاق و سریع احتیاج دارد. ما کلی شهروند ساده مرتب و منظم داریم. اگر تضاد روتین همیشگی نباشد که نمیشود.
کلوپ معماران و سازندگان
جلال حسن خانی













