خلاصه مطلب:تعریف مزیت رقابتی برای دفاتر معماری، پاسخ به این سوال که مشتری(سفارش دهنده) چه دلایلی برای انتخاب دفتر شما به جای رقبایتان میتواند داشته باشد؟
در باره این موضوع از معماران معاصر ایران تحقیق کردهایم: رضا دانشمیر، فرشاد مهدیزاده،کامران حیرتی،محمدرضا نیکبخت و سایرین. سپس به تعریف چند راهکار عملیاتی برای اقتباس یا تعمیم و اجرا پرداختیم.ایده هایی که در عین سادگی با پرداخت مستمر و تجربه انها دستاوردها یی ملموس خواهید داشت و ایدهها قابلیت توسعه به روش های مختلف را دارند.
تعریف مزیت رقابتی:
چرا مشتری (سفارش دهنده، کارفرما بجای سایر دفاتر شما را انتخاب کند)
+ ایجاد ارزش افزوده برند معمار که مشخص است.(برای نمونه دفاتر علیرضا تغابنی، محمد رضا نیکبخت،فرشاد مهدیزاده و ….)
+ ایجاد تعادلی در چشمگیر بودن کلیت فرم و خوش ساخت بودن. برای نمونه دفتر دات استودیو (مهران حق بین و شریکش) این ویژگی را دارند و توانسته اند پروژه های بزرگ مقیاسی تعریف کنند.
+ خدمات جامع: طراحی، جذب سرمایه گزار و فروش (یکی از سازندگان روزی با من تماس گرفت و گفت میتوانی با معمار (حالا بماند که بود) صحبت کنی؟ (برای پروژه ولنجک) پرسیدم چرا؟ گفت (میدانم در جذب سرمایه گذار تبحر دارد و خودش هم میتواند نیمی از هزینه ها را کاور کند).
+ داشتن پروژه سکوی پرش: پروژه ای در لوکیشن مناسب (در معرض دید) و متفاوت بودن میتواند پروژه های بیشتری را تعریف کند: معماری که برجهای فرمانیه را طراحی کرد و همه او را میشناسید میگفت ممکن بود این پروژه تعریف نشود و بعدش پروژه های بعدی نیایند. همچنین پروژه ترمه و پروژه مسکونی ولنجک فرشاد مهدیزاده این خاصیت را ایجاد کردهاند.
برای پژوهش در مورد مزیت رقابتی از معماران زیادی سوال پرسیدم:
کارفرماها برای سفارش ها چرا به دفتر شما می آیند؟
کارفرماهایی به دفتر من مراجعه میکنند که فرق معماری را با غیر معماری میدانند. به لحاظ تولیداتی که داشتیم بر اساس شناخت قبلی به ما مراجعه میکنند. بنظر من کارفرمای یک پروژه خوب تفاوت ارزش افزوده یک معماری خوب را از معماری بد کاملا درک میکند. وظیفه ما تولید ارزش افزوده است.
پروژه محمدشهر ما جز پروژههای فاخر حساب میشود و از گرانترین معاملات فروش بوده است.
صادقانه بگویم من از این موضوع استفاده میکنم که برای کارفرما توضیح دهم که ما در حقیقت برایش تولید ارزش میکنیم.این موضوع، مسئله مهمی برای معمار است که کار خوب را با هزینه پایین که حتی جایزه معمار میگیرد انجام میدهد اما از طرفی با قیمت بالا به فروش میرسد؛ پس ما تولید ارزش میکنیم.
پروژه صفادشت به قیمت چند ده میلیارد مشتری دارد. خوب با این جامعه کوچک، برخی از این افراد باهم صحبت میکنند و از این طریق با کار ما آشنا میشوند و به ما مراجعه میکنند.
قطعاً افرادی که به دفتر ما میآیند به این نتیجه رسیدهاند که نقش یک معمار برای تولید فضایی زیستی خوب تأثیرگذار است.
کارفرمای دیگری طرف من نمیآید که اگر هم بیاید ما با او کار نمیکنیم. افرادی که تکلیف آنها مشخص است به سمت من میآیند؛ زیرا اگر به من بگویند معماری social انجام دهم با قفس و سنگ هم این کار را برایشان درست میکنم.
برای یکخانه social که این ساختمانها ازلحاظ Body هزینهای نمیشود ولی کار بهصورت uniform از آب درمیآید که بهشخصه به این پروژهها خیلی علاقهمندم.
تجارب خوبی از آنها داشتم. ساختمانی هم در گیشا که یک بسازوبفروش برای 5 نفر میخواست بسازد ساکنین آن به سراغ من آمدند تا یک کار معماری برای آنها انجام شود.
اتفاقاً سازنده مخالف بود که کار به دست معمار سپرده شود و تنها ساکنین این موضوع را پیگیر بودند.
من ترفندی ایجاد کردم و گفتم همان سازنده طرحش را بدهد اگر ایرادی داشت من آن را حل میکنم. وقتی طرح را درآورد من ریزریز کار را اصلاح کردم که نتیجه آن، متری 800 هزار تومان بالاتر از سایر منازل آن منطقه به فروش رفت.
بدترین مدلهایی که به من مراجعه میکنند و اصول من را بر هم میریزند این است که از ابتدا ادعا میکنند که یک پروژه ارزانقیمت میخواهد بعد میخواهد که نرده استیل برای او کارکنیم و غیره.
به بیانی دیگر آن uniformity را برهم میریزند که دیگر نمیشود بهراحتی با آنها کارکرد.
بدترین گروه کارفرمایان افراد دهن بین هستند. تجربه نشان میدهد که با آنها نمیشود پروژه معماری جلو برد چون نه خود میدانند چه میخواهند و نه به معمار اعتماد میکنند. ترجیح میدهند پروژه به صورت هیاتی طراحی شود و معمار برایشان صرفا یک مترسک یا سوپاپ اطمینان برای تایید اشتباهات فاحششان میشد. صادقانهتر برخورد کنی، بیشتر رابطه خود را با یک معمار از یاد میبرند و جایگاهها را برعکس میکنند. نمیدانند که باید با یک معمار کجا ایستاد.
حامد بدری احمدی:

من خیلی از اوقات به این موضوع فکر کرده ام که کتابی در ارتباط با کارفرمایان بنویسم. برخی از کارفرمایان که می توان از آنها با عنوان بهترین کارفرمایان یاد کرد، می دانند چه چیزی می خواهند و مسیر برای آنها روشن است و از قبل می دانند که معماری که می خواهند انتخاب کنند باید چه ویژگی هایی داشته باشد. بنابراین راحت می توانند معمار را انتخاب کنند و به او اعتماد کنند و به کار اصلی خودشان که تامین هزینه و برنامه ریزی های کلان و .. است، برسند. به نظر من یک کارفرمای هوشمند همچین کارفرمایی است که خیلی سخت گیرانه با توجه به ذهنیتی که دارد، می تواند معمار خودش را انتخاب کند. اما برخی از کارفرمایان به دفاتر مختلف می روند و از هر دفتری نکاتی به خاطرشان می ماند و در نهایت تصمیم برایشان سخت می شود و بعد از اینکه همکاری آغاز می شود، آن پروژه، پروژه ای که باید نمی شود. ما می توانیم معمار حرفه ای داشته باشیم و همچنین می توانیم کارفرمای حرفه ای نیز داشته باشیم. به زعم من کارفرمای حرفه ای تعداد زیادی نیستند و کارفرما صرفا کسی نیست که سرمایه دارد و ساختمان می سازد، کارفرما کسی است که مطالعات مدیریتی دارد و کسی است که در مورد معماری اطلاعات دارد و دفاتر معماری را می شناسد و از همه مهمتر خودش را می شناسد و می داند که چه چیزی برایش اولویت دارد و با چه کسی می تواند گفت و گو کند. یکی از جذابیت های شغل ما برای من، رو به رو شدن با افراد و جمع های مختلف است که تمامی ندارد برای من این تنوع بسیار جذاب است.
محمدرضا ابراهیم زاده:
من آنچه را که تا کنون شنیده ام را فقط برای شما نقل قول می کنم و یکی از نکات این است که سبک کاری ما، سبک مدرن است. شاید سلیقه شخصی من مدرن مینیمال تر باشد، ولی ما آن مدرنی را کار می کنیم که جزئیات آن به فضا گرمی ببخشد یعنی مدرن با جزئیات، با رنگ بندی های قابل قبول و فضاهای قابل استفاده.
به تبع این موضوع باعث، نکته اساسی که اقتصاد کارفرماست می شود که برای کارفرماها مسئله اقتصاد بسیار مهم است.همچنین فروش آنها مناسب تر می شود و این موضوعات یکی از این دلایل انتخاب ماست و دلایل بیشتری هم قطعا وجود دارد.
مهرداد ایروانیان:
ما یک شهرتی داریم؛ زیرا که میخواهیم یک کار خوب ارائه دهیم و به دنبال سود %100 نیستیم.
این مواردی است که کارفرما را به سمت ما جذب میکند؛ زیرا کارفرما میخواهد که فردی پروژه را طراحی کند که دلسوز باشد.لذا این موضوعاتی است که شاید برای کارفرما جذاب باشد. همانطور که میدانید پروژه است که پروژه تولید میکند. هر پروژهای که به اتمام میرسد، یک سیکل به سبب خدمات و سابقهای که وجود دارد تکرار میشود. پروژههای خصوصی ما بیشتر کاربریهایی همچون رستوران، مجتمعهای چندمنظوره، مجتمعهای خرید و هتل دارند.
محمدرضا قدوسی:
به نظر من مهمترین چیزی که می بینند این است که ما به منافع آنها فکر می کنیم و منافع آنها را به جامعه بزرگتری گره می زنیم که این موضوع برای کسانی که میهن پرست تر هستند، جذاب است.
محمدرضا نیکبخت:
ما اصولاً چند دسته پروژه در تهران داریم. کارفرماهای بخش خصوصی -علی الخصوص در مسکن- شاید بیشترین درصد را دارند. پروژههای دولتی حکایت دیگری دارد. ما در تهران یک سری ساختمانهای مسکونی بسیار بدکیفیت داریم. آنها زیادند و معمولاً هم یا مهندس معمار ندارند و یا معمار بیحوصلهای بالای سرپروژه قرارداد که میخواهد کم کار کند و کم هم پول بگیرد. این دسته یک سبک فراگیر است که بیشترین آمار را دارد. یک سبک داریم که سبک
کلاسیک اروپایی است و بیشتر، چهرهی تجملگرایی دارد. البته روزبهروز -چون داریم به بلوغ نزدیک میشویم- ضعیفتر میشود. نگاه این سبک، نگاه 300 سال پیش است و منبع الهامش تصاویری از بافت تاریخی اروپا است که از کتابها بهدست میآید و یا عکسهایی است افراد در سفرهای خود از اروپا به ارمغان میآورند. حتی گاه سبکهای مختلف را با هم میآمیزند، بهعنوان مثال ستون رومی و سنتوری یونانی را ترکیب میکنند. مردم هم به جهت اینکه خوراک حقیقی ندارند، این بناها را میخرند. خود به خود مشاوران املاک هم در این میان، سوداگرانه این اتفاق را تشدید میکنند. در وجه دیگر، یک جامعهی معماری نازک داریم که خیلی آوانگارد و پیشرو است و طراحیهایی که انجام میدهد، فوقمدرن است. این طرحها قدری برای مردم غریبه است و کمتر به سراغ آنها میروند. بهخاطر همین معمولاً این قشر، مشتریهای زیادی ندارند.ما در حقیقت، مابین این اتفاقات چهرهی دیگری را دنبال می کنیم. ما در این میان نه خیلی بهدنبال معماری فوقمدرن هستیم، نه بهدنبال معماریای که کپی سبک کلاسیک اروپایی است. خودبهخود در جایی قرار میگیریم که کسانی که موردهای پیشین را نخواهند، سراغ ما میآیند.
فرشاد مهدیزاده:
راستش نمیدانم! باید از کارفرماها بپرسید. راستش ما هرگز درصدد این نبودهایم که کاری کنیم تا نظر کارفرماهای دیگر جلب شود، به همین دلیل تا مدتها سایتی برای دفتر نداشتیم و هرگز کار خود را تبلیغ نکردهایم.
رضا دانشمیر:
این سؤال را باید از کارفرماها پرسید. من نمیتوانم پاسخ دقیقی برای آن بیابم.
اما به طورکلی به نظرم میآید پروژههایی که ما موفق به طراحی آنها شدهایم خصوصاً “پردیس ملت” و “برج جام” و حالا هم که “آوا سنتر” در حال احداث است اینها نوع متفاوتی از ساختار را مطرح میکنند. بیان کننده ماهیت متفاوت فضایی هستند و از آن فرم روتین خارج هستند و برای همین دلایل است که مردم ابراز علاقه میکنند و شوقی را در آنها به وجود میآورد زیرا با فضاهای جدید مواجه میشوند که تا به حال نبوده و این موضوع میتواند یک هویت جدید را بیان کند که مورد استقبال مردم واقع میشود.
فیروز فیروز:
فکر میکنم بیشتر اوقات کیفیت این تأثیر را داشته است. یعنی رفتهاند پروژهای که ساختهایم را دیدهاند و از کیفیت لذت بردهاند. دریافتهاند که در پروژهها شخصیت من غالب نیست، بلکه فضا ایجاد کردهام. این نکته را از کسانی که طراحی خانههایشان را به من سپردهاند بسیار میشنوم. اغلب در فضایی که برایشان طراحی کردهام احساس آسایش میکنند. بزرگترین هدیه ای که نفر میتواند به معماری که برایش طراحی کرده بدهد این است که بگوید من در این فضا بسیار خوشبختم و من این را دائماً از کسانی که برایشان طراحی کردهام میشنوم. یعنی میتوانم بر زندگیشان تأثیر بگذارم؛ همانطور که عزیز فرمانفرمائیان بر من اثر گذاشت. همین اندازه هم فضای شهری میتواند بر شهروندان اثر بگذارد.
سارا کلانتری:
واقعیت این است که کسانی که در پروژههای قبلی با ما کار کردهاند و ما را شناختهاند، موجب میشوند که سرمایهگذاران دیگر نیز به دفتر ما بیایند. یعنی بهنوعی کارفرمایان قبلی ما مشوق کارفرمایان بعدی ما بودهاند! اتفاقی که افتاده این است که در روند پروژهها بین ما و کارفرمایان اعتمادی شکل گرفته که این اعتماد بعداً همکاریهای بیشتر را رقم زده است. و همینطور کسانی که در پروژه های ما زندگی کرده و یا تجربه فضایی از آن دارند. کمتر پیش آمده که کسی اتفاقی به دفتر ما بیاید.
رضا صیادیان:
راستش من اشتراکی بین آنها نیافتهام. در بسیاری از مواقع ما کارفرماهایی داریم که درخواست اولیهی آنها از ما با کاری که در نهایت انجام شده فاصلهی چشمگیری داشته است. مثلا کار کلاسیک مدنظر آنها بوده اما بعد موفق شدیم دیدگاه آنها را تغییر دهیم. شاید مهمترین عامل در موفقیت ما در ارتباط با کارفرما، تجربهی فضا بوده است. یعنی وقتی وارد فضایی شدهاند و پروژههای قبلی را دیدهاند دریافتهاند که این نوع فضا نیز می تواند پاسخگوی نیاز آنها باشد.
رضا مفاخر:
خوب یک سری نقطه تماس وجود دارد بین ما و آنها که مشترک هست.
آنها رفتهاند سرچ کردند کار را دیدند در هر صورت یک جایی میگویند برویم ببینیم این شرکت چه طور جایی هست؟
کارفرماهای جدید ما عموماً تا 90 % به حداقل 5 و6 دفتر معماری دیگر هم میروند.و این حق و به خودشان می دهند که ببینند با چه کسی می توانند راحت تر کار کنن و یک کارفرمایی ممکن است به دفتر ما بیاید با یکی دیگه کار کند و این حق کارفرماست که از لحاظ کیفی ببینید با کدام دفتر می تواند نزدیک تر باشد یادمان نرود که دغدغهی اولیه ی کارفرما بیزینس هست حداقل کارفرماهایی که من دارم چون کارفرماهای من عموما مجتمع های تجاری دارنند. من پروژه ویلای خیلی کم دارم عموماً ما مجتمع تجاری و پاساژ و ازکاربری های مشابه هستند.
به همین دلیل وقتی نزد من میآیند، میخواهند خدماتی از من بگیرند که در راستای تفکرات آنهاست.
چند موضوع در دفتر من وجود دارد که کارفرما به خاطر اون انتخاب می کندکه با من و گروه من کار کند. اول خوب مطمئناً رابطه ی من با کارفرماست یعنی توی قدم اول اگر رابطه ی من با کارفرما کار نکد اصلاً این رابطه ادامه پیدا نمی کند و این رابطه از این جهت هست که ببیند چقدر طرز فکرش برای من خوانا است آن چیزی که تا وقتی که ندونم آدم های شهرم چه میخواهند نمی توانم خواسته هایشان را بخوانم. این یک قانون است و ما وقتی که می خوایم وارد بیزینسی بشیم باید سواد خواندن بیزینس را داشته باشیم خوب این در واقع میشه مرحله اول که رابطه اش با من هست دوم می خواهیم ببینیم که این سیستم چطوری کار می کند؟
آیا معمار از پس کارش بر میاید؟ خوب که لازمه اینجا سیستم را به کارفرما معرفی کنیم ، کسانی که روی پروژه ها کار کردند و به چه نتایجی رسیده و این در واقع میشه نکته ی دوم . نکته ی سوم می خواهد بداند من چی به او می دهم که او به ذهن خودش نرسیده به عنوان یک دفتری که آمده یک اتفاق خلاقانه برایش ایجاد شود. اینجا قسمتی هست که طرف باید بداند که تو میتوانی برایش کار را انجام دهی.
حبیبه مجدآبادی:
بین ما و کارفرمایان مراجعه کننده معمولا یک پیشینه ای وجود دارد. البته گروه عمده ای از سازندگان تجاری وارد چالش های طراحی معماری نمیشوند و در زمره مشتری های ما نیستند.
من زمانی خوشحالم که بتوانم با کارفرما صحبت کنم، و این زمانی امکان پذیر است که او سطحی از فرهنگ را دارا باشد . فکر میکنم وقتی کارفرما اعتقادی به کار معمار ندارد و عمیقا نمیداند چرا به معمار مراجعه کرده با هیچ تکنیکی نمیشود او را به سمت یک کار خوب سوق داد . البته در باقیمانده این فرهنگ مرد سالاری مشتری خصوصی که حداقلی از فرهنگ را ندارد به معمار زن مراجعه نمیکند و این خود نوعی غربال است. در بخش دولتی من با کارفرماهای خوبی کار کردم در سازمان میراث فرهنگی ، بانک مسکن، بانک ملت و خوشبختانه تابویی برای کار با خانم ها وجود نداشت.
در حال حاضر در پروژه سفارت نروژ که با همکاری شرکت Artelia Italy انجام میدهم ،کارفرما شرکتی به نام Statsbygg است که مسئول ساخت ابنیه دولتی در نروژ و خارج از نروژ هستند .به طور اتفاقی مدیر این شرکت یک خانم است. مسئول پروژه سفارت و مدیر پروژه از جانب کارفرما نیز هر دو زن هستند بنابراین وجود طراح زن مسئله محسوب نمی شود.
سام طهرانچی:
من راجع به این سؤال در دو زمان میپردازم. یکی زمان قبل از دولت نهم و دهم و یکی بعدازاین دولت.
در قبل از تاریخ مذکور در پروژههای دولتی، ملاک انتخاب مشاور، کیفیت و توانمندی آن در انجام کار بود اما امروزه در 80% پروژهها مشاورانی انتخاب میشوند که کیفیت لازم را از لحاظ معماری ندارند اعم از کیفیت تولید نقشه و موضوعات فنی اما متاسفانه میبینیم که در جایگاه خوبی قرارگرفتهاند.
خیلی از آنها شرکتهایی هستند که 2 ماه است که شکل گرفتند و بهتازگی رتبهبندی سازمان مدیریت برنامهریزی هم گرفتند و یک سری معماران در دفاتر دیگر حضور دارند را با حقوقهای بالا به استخدام خود درآوردهاند.
بنابراین ملاک انتخاب مشاورین با گذشته تفاوت پیداکرده است بازار کار آرشیتکتهای با کیفیت بالای کاری کمتر شده است اما در بخش خصوصی شاید هنوز آن حساسیتهای گذشته وجود دارد.
+چند راهکار برای ایجاد مزیت رقابتی برای پروژه:
بعضی از این ایده ها برای مشاوره به دفاتر معماری و سازندگان شاخص و پیشرو در جلسات مشاوره ساعتی گران قیمت برگزار شده توسط کلوپ معماران و سازندگان به دست آمده است. لازم نیست تمام راهکارها را امتحان کنید و این راهکار ها به تناسب مقیاس دفتر و نوع پروزه ها قابلیت اجرا دارند.
پپیشنهاد بیمه ساختمان: بیمه ارزش خرید،سازه، مکانیکال
گرفتن تائیدیه بخش مهندسی امار یا داماک یا سایر دولپرهای سرشناس خارجی (مثال: سفر به کشورهای اطراف و مشاوره از کارشناسان قبلی یا فعلی گروه امار یا داماک)
اهمیت دادن به موضوعات بدیهی انگاشته شده
ادغام با هنر
ادغام معماری و معماری داخلی با آرت. روشی برای ایجاد احجام معنادار و در عین حال استفاده از یک تکنیک مجسمه سازانه (فرموله شده و کمی پیش رفته است).
حضور هندسه ای گسترش یابنده
حضور یک هندسه با ظرفیت گسترش در معماری داخلی و امتداد حضور آن در سایر فضاها+ …….. یک هویت بصری در سطح و حجم با Dna تکثیر یابنده در خانه برای مثال در قاب عکس ها، اکسسوری و …. ایجاد یک داستان برای مشتری، دعوت از گرافیست حرفهای برای مشارکت در این مساله.
تهیه دفترچه نگه داری و بهره برداری
تهیه دفترچه راهنمای استفاده از واحد (مثل کاتالوگ ماشین) مثال:
محل عبور تاسیسات الکتریکال و مکانیکال،
محل های نا مناسب برای میخ و پیچ در دیوار،
روش نگه داری از سطوح مختلف ( کفسازی سنگ و سرامیک و صفحه کابینت و درها و ….) ،
بررسی ایمنی برای کودکان و افراد سالمند،
میزان نیاز به تعویض فیلتر های تصویه (در صورت وجود)،
نحوه چیدمان وسایل داخل کمد ها (پیشنهای)،
انواع روش مبلمان در پلان
روش های کنترل ایمنی محیط برای کودکان و افراد مسن
امکانات منطقه برای سکونت:
دسترسی به فروشگاهها، فضاهای سبز، فضاهای درمانی، دسترسیهای سواره و پیاده،
شماره گذاری و تعیین عیار هر واحد (فروش با قیمتهای غیر یکنواخت با توجه به پلانهای متفاوت و موقعیت متفاوت واحد ها).
نمایش و پرزنت زیست پذیری و قابلیت بهره برداری به روشی خلاقانه.
بازنمایی بعضی از عناصر مثل مکانیکال و سازه High Tech در مشاعات پروژه:
در پروژه تکمیل شده همیشه فینیشنگ نهایی، چیدمان و تجهیزات در معرض مخاطب قرار میگیرد.
دو ایده را با هم تلفیق کنید : نمایش قسمتهایی از تاسیسات مکانیکی یا الکتریکی ، سازه در پس یک قسمت در مشاعات. در این روش اطراف عنصر یا اتصال یا هر قسمتی که قابلیت نمایش دارد را انتخاب کنید. مثل اتصالات پیچ و مهره ای خیلی دقیق در سازه فلزی، قسمتی از باس داکت برق، اتصالات پیچیده و دقیق لوله ها و تجهیزات.
در این روش مثل نشان دادن موتور ساعت های نفیس یا نشان دادن موتور جگوار بصورت اکسپوز پشت یک صطح شفاف عمل کنید.
این یک حرکت بر خلاف کلیشه های مرسوم است و فقط و فقط در پروژه هایی که بصورت ویژه خوش ساخت هستند عمل میکند. این موضوع را قبل از اجرا در نظر بگیرید و با یک شیشه سوپر کلییِر (بدون رفلکس نور) و فِید شدن به اطراف عمل کنید.
ایجاد حس با تکیه بر حواس پنج گانه و روانشناسی ضمیر ناخودآگاه:
(اجرا در پروژه هایی مثل موزه یا مجتمع های مسکونی، پیشنهاد اجرا در فضای پرزنت پروژه در دفاتر بزرگ مقیاس)
برای پخش (تصاویر یا فیلم مرتبط با تم) روی سقف به همراه امکان ایجاد تمهای مختلف آپشنال در اتاق یا سالن: رایحه، موسیقی یا صوت، تابلو. مثال تم ها: آرامش، هیجان، مدیتیشن، فضای ورزش و تحرک و طبیعت : جنگل، آبشار، کوه، کویر و در این رویکرد چند حس (شنوایی، بویایی، بینایی) ادراک متفاوتی از فضا را درک میکنند. (قابلیت پشتیبانی تولید محتوای مستمر) از مزیت های رقابتی این فضاست.
– استحاله و دگرگونی:
– مثال های برای ورود به حوزه های جدی مثل دری که به وسط آسمان باز میشود (اقتباس از انیمیه ژاپن به نام قلعه متحرک)
– بازآفرینی طبیعت پشت در، جابه جایی دید و نور؟
-ایجاد کاراکتری جدید برای مصالح و برخوردی جدید با موضوعات به ظاهر مشخص (نقش آفرینی)
کلوپ معماران و سازندگان
مشاور برندینگ،بازاریابی و بازارسازی در عرصه معماری و صنعت ساختمان
واحد مشاوره: 09125041538







