دسته‌بندی نشدهمدیریت جلسات به روش سازندگان برتر

 

جایگاه و شخصیت ترسیم شده در ذهن مخاطب در بسیاری مهمتر از اطلاعات و آگاهی سازنده است و بر همین اساس است که بسیاری از ما به دنبال همین مورد هستیم که چه فردی و با چه شرایطی دارد برای ما حرف میزند و در نهایت آن آدم را در ذهن خودمان چگونه ارزیابی می کنیم.

این اتفاق زمانی که خود ما می خواهیم صحبت کنیم و مطلبی را به مخاطب اطلاع دهیم می‌افتد.

شخصیت در بسیاری موارد مهم تر از آگاهی سازنده  است. وقتی درباره جایگا ه سازنده صحبت می کنیم بهترین معادل آن در انگلیسی واژه “پرستیژ” است و در نهایت به طور کامل مواردی را شامل می‌شود که برای ما هم در اصل جایگاه  مهم است.

 

آن موارد چیست : شخصیت، حیثیت، اعتبار، احترام،آبرو، نفوذ، قدر و منزلت و مواردی از این دست.

خیلی از سازندگان برتر ایران شاید یه مقدار این مفهوم برایشان گنگ باشد و شاید سوال ذهنی خیلی از شماها باشد که مگر جایگاه و شان را میشود با تکنیک ایجاد کرد بله خیلی از مواقع این اتفاق می افتد.

خیلی مواقع دیگه پیش میاد که مواردی در من وجود دارد که من چون آن ها را نمی شناسم به درستی نمیتوانم از آن استفاده کنم.

خیلی مواقع می شناسم و آن ها را کنار میگذارم و میروم به دنبال مواردی که در افراد دیگری دیدم و میخواهم به نوعی از آن ها تقلید کنم.

 

موارد مهم برای ایجاد جایگاه و شان

 

وضعیت ظاهری پر همه ابعاد است وقتی سخن از وضعیت ظاهری میشود همه ما اولین چیزی که به ذهنمان میرسد چیست؟

 

لباس و پوشش:

پوشش شخصی  که میخواهد در یک فضا و زمان خاص قرار بگیرد و کلامی را بگوید و از کلامش نتیجه بگیرد.

مواردی که ما می گوییم برای این جور مواقع است و خارج از آن لحظات خاص  به ما اطلاعی ندارد.

خیلی از سازندگان ساختمان به اشتباه فکر می کنیم که پوشش مناسب برای ارائه یک کلام تاثیر گذار این است که من آنقدر خودم را متفاوت بکنم که به چشم بیایم.

سازنده ساختمان میرود در یک جلسه خاص از یک کت و شلوار استخوانی و لباس زنگ سفید استفاده می کند و آن سازنده یک چیز را فهمیده است و اینکه تفاوت می تواند موثر باشد اما خود تفاوت به صرف متفاوت بودن باعث برتری من نسبت به جمع یا دیگران نمی شود

تفاوتی می تواند باعث برتری سازنده برتر ایران بشود که تبدیل به تمایز شود و در من ویژگی ایجاد. کند که دیگران مرا به آن ویژگی سازنده برتر ایران بشناسند و بر اساس آن ویژگی تحلیل کنند.

یک نکته مهم : لباستان نباید خیلی متفاوت از دیگران باشد و از آن طرف هم نباید کاملا مثل آن ها باشد این هوشمندی می خواهد. برای خودتات به عنوان یک سازنده  ویژگی ایجاد کنید اما نه ویژگی که اینقدر متمایزتان که سریع مخاطب بتواند شما را ارزیابی و تحلیل کند.

 

در جلساتی که برای شما به عنوان یک سازنده حرفه ای ساختمان  اهمیت دارد در آن موقعیت زمانی خاص به نتیجه کلامی خاصی برسید به هیچ وجه از لباس های راه راه و با نقش و نگار زیادی هستند استفاده نکنید و از لباس های تیره استفاده کنید چون به شما “شان” می دهد.

 

 

همچنین بخوانید:  فرایند طراحی پروژه های معماران – قسمت اول

 

 

خیلی از سازنده های برتر تهران و ایران و کسانی که در فنون ارتباطات کلامی آدم های مقتدری هستند بر اساس شرایط آن سالن و رنگ آمیزی و وسایل ان سالن از لباس با رنگ روشن استفاده می کنند اگر آگاهانه و با شناخت و با انتخاب قبلی باشد ایرادی ندارد اما اگر همینطوری بنده ناآگاهانه و نادانسته از لباس روشن استفاده کنم و در جمعی مثل جلسه مشارکت در ساخت حاضر شوم چنان سازنده  را از مخاطب جدا می کند که  مخاطب در لحظه تحلیل ارائه می دهد و نمی خواهیم به این اتفاق برسیم .

و از آن طرف مخاطب مثل نفرات شرکای مالک یا خریدار باید یک چیز را بداند و اینکه این سازنده یا فروشنده مثل اینکه در ظاهرش به نوعی نسبت به اندیشه و آگاهی اعتقاد زیادی دارد و چون نیامده همه چیز را در ظاهر نشان دهد.

این ها تحلیل های پس ذهنی است و تحلیل هایی است که شاید اگر همان موقع به مخاطب بگوئیم بنویس نتواند بنویسد ولی پس ذهنش اتفاق می افتد و در نهایت همه این ها جمع می شود و در نهایت می بینیم که یک مخاطب از یک سخنور لذت برده و از سخنور دیگه لذت نبرده است.

پس اگر میخواهید در شان یک سازنده حرفه ای  تفاوت اینجاد کنید تفاوتان باید تبدیل به تمایز شود.چرا این حرف را زدم برای اینکه مخاطب به هیچ وجه نباید حواسش از تو و کلامت گرفته شود و به نقطه دیگری متمرکز شود و انتقال حواس مخاطب از تو و کلامت به چیز دیگری باعث پاره شدن پیوند ارتباطی بین تو و مخاطبت می شود.

 

 

سخنرانی برای سازندگان برتر تهران:

نحوه راه رفتن و گام نهادن بر جایگاه:

 

وقتی درباره راه رفتن و گام نهادن بر جایگاه می خواهیم صحبت کنیم از دو نار کلی می توانیم به آن بپردازیم یادمان باشد قبل از اینکه به این ها بپردازیم دو اصل کلی را مطرح کردیم که سخنرانی و هنر سخنرانی یک نمایش به تمام معناست.

 

پس با چنین دیدگاهی فقط می خواهیم بهئ جایگاه برویم کاری به این نداریم که شما قبل از آن جلسه خاص چه می پوشی ، چه می گویی، چگونه رفتار می کنی و به چه چیزهایی می اندیشی و اخلاقیاتت چیست …آن لحظه، لحظه ای است که شما باید همه کارهایت را سنجیده انجام دهی.

 

در بسیاری از سخنرانی ها این را دیدیم که مجری برنامه دعوت کرده از سازنده ای که بیاید در جایگاه و آن فرد برای اینکه به مخاطب برساند که من خیلی معتمد به نفسم چنان سریع گام برداشته و در جایگاه قرار گرفته که باز یک اتفاق بسیار بد شکل گرفته و دوباره کاری کرد که مخاطب درموردش تحلیل ارائه دهد.

 

“سازنده حرفه ای در سخنرانی قبل از اینکه دهان باز کند نباید اجازه ندهد کسی درباره اش تحلیل منفی ارائه دهد و اگر هم تحلیل ارائه دهد صد در صد مطمئن است که تحلیل مثبت ارائه دهد چون همانطور که گفتیم ما از تحلیل منفی می ترسیم. و همه ما از ارزیابی مثبت خوشمان می آید.

 

نکته 3 نحوه قرار گرفتن سازنده در جایگاه

در نکته سه یک مسئله مهم وجود دارد و باز هم میخواهیم آن را از دو منظر بررسی کنیم.

 

در یک سخنرانی من پنج دقیقه زودتر رسیده بودم و چون نگران بودم و  با آن سالن و آدم ها چون اولین بار بود آنجا رفته بودم آشنایی نداشتم.

آن فردی که قبل از من می خواست سخنرانی کند پشت تریبونی قرار گرفته بود که آن تریبون در گوشه سکوی سخنرانی بود.

سالن سالن بدی نبود اما سکو بسیار به هم ریخته بود  از لحاظ فضا و وسایل که روی آن قرار گرفته بود.

 

یک اصل درباره قرار گرفتن  سازنده در جایگاه  وجود دارد که جایت را طوری انتخاب کن برای ارائه سخن که بر همه حضار و مخاطب اشراف کامل داشته باشی و بتوانی با یک چرخ نیم دایره همه آن ها را از نظر بگذرانی و مشکل تریبون این بود که من نمی توانستم کاملا تمرکز داشته باشم.

 

مشکل دیگر این بود که در تاریک ترین نقطه سالن واقع شده بود و مخاطب وقتی به جایی که تاریک است و نور کمی دارد خیره شود از یک جا به بعد  خسته میشود و چون از یک جایی به بعد دیگر نمی تواند تصویر را ادامه دهد.

من نگاه کردم دیدم وسط این سکو یک عدد از این میکروفن های پایه بلند به صورت ایستاده قرار داشت

یک میز دیگر هم بود که تعدادی صندلی شکسته و نیمه شکسته کنار آن  افتاده بود و روی آن میز هم هیچگونه میکروفونی وجود نداشت. بر اساس آن موقعیت من به هیچ وجه دوست نداشتم پشت آن میکروفن قرار بگیریم و از یکی از مسؤولین خواهش کردم یک میکروفن روی آن میز قرار گیرد.

دوتا اتفاق مهم افتاد یکی اینکه من موقعیت بهتری نسبت به سخنران قبلی داشتم و دوم یک تمایز ویژه ای هم ایجاد شد بین من و سخنران قبلی از نظر مخاطب و اگر میخواستند ارزیابی هم بکنند. ارزیابی آن ها از من مثبت شد.

حالا سوال اگر روی آن میز یک میکروفن وجود نداشت بهترین جا برای من کجا بود ؟

پشت همان میکروفن که کاملا ایستاده بود. درست است که برای من محدودیت ایجاد می کرد و اختیار عمل را از من می گرفت و  حتی زبان بدن را از من میگرفت اما من به عنوان یک سخنور باید کاملا خودم را نمایان کنم برای مخاطبم و بتوانم ارتباط کلامی و احساسی با مخاطبم برقرار کنم.

 

 

همچنین بخوانید:  فرایند طراحی پروژه های معماران – قسمت دوم

 

 

اداره جلسات رسمی به روش سازندگان برتر ایران

منظر دوم وقتی شما در یک جلسه رسمی می خواهی حضور پیدا کنی و پنج تا صندلی گذاشتند در آن جا هم اگر تو میخواهی سخنرانی کنی و جلسه اهمیت دارد و می خواهی به نتیجه ای برسی از ارائه کلام باید برای خودت جایگاه متمایزی ایجاد کنی.

مثلا من در اتاقم مهمان ویژه ی دارم و او فردی است که محترم است و من هم می خواهم به هدف خودم هم برسم پس من باید  جایگاه ویژه ای نسبت به مهمان داشته باشم.

اما اگر من دو سه ساعت که او  اول پشت مبل های پایین تر از میز من نشسته است پشت میزم بنشینم بی ادبی کرده ام و پس چه کار می کنم؟

زمانی که می ایستم تا به او دست بدهم در همان لحظه صندلی ام را از پشت میزم می کشم کنار و روی همان صندلی خودم می نشینم .

 

چند تا اتفاق می افتد:

 

1-من  نسبت به او ادب و احترام ویژه ای قائل شدم تواضع و فروتنی ارائه کردم

2_نرفتم بنشینم کنار دست او که نتوانم از موضع بالاتر با او صحبت کنم

3_ او هیچوقت حس نکرد که مث کبر و غرور دارم و خودم را برتر از او می پندارم .

4_آرامش رفتاری به روش سازندگان برتر تهران از نوع ظاهری:

 

تعریف: به مخاطب هیچ ربطی ندارد که تو الان در چه شرایط روحی و روانی داری به سر میبری.

به مخاطبت هیچ ربطی ندارد که الان قلبت دارد از زور اضطراب از سینه ات بیرون می آید زانوهایت میلرزد و قبل از آن توی خیابان دعوایت شده و یک اتفاق بدی افتاده است و … مخاطب تنها چیزی که باید از تو ببیند یک شخص  بسیار آرام است که با تمانینه خاصی می آید می نشیند و برای او ارائه کلام می کند.

او از نمایش پیروی می کند.

 

مثل بازیگر نمایش که در جین اجرا کاملا در،خدمت نمایش است فارغ از آنچه در،بیرون بر او گذشته است.

 

5_استفاده از قدرت چشمان:

استفاده از قدرت چشم اهمیت زیادی دارد از این زاویه  سازنده حرفه ای در بسیاری مواقع می تواند انتقال مفهوم کند.

 

خیلی از ما از طریق چشم انتقال احساس شده است چون زنده ترین عضو خارجی هست ومی تواند خودش به تنهایی یک کارکرد جداگانه داشته باشد.

چشم کارکرد های متفاوتی دارد و مهمترین کارکردش این است.

مثال : خیلی سال پیش بنده قرار بود در یک جلسه صحبت کنم جلسه از حد و اندازه من بیشتر بود و افرادی که در آن جلسه حضور داشتند یا استادان من بودند یا حداقل من مطمئن بودم آن ها بالاتر از من هستند.

جمعیت زیادی در یک سالن بزرگ بود. و من داشتم ریسک می کردم و به همه تکنیک ها فکر کرده بودم و می دانستم اگر ببازم کارم تمام است.

به محض اینکه وارد سالن شدم و فضای سالن من را گرفت با چیزی مواجه شدم و قبل از آنکه در جایگاه قرار بگیرم قبل از آنکه دهان باز کنم و حرفی بزنم یک ارتباط چشمی در یک لحظه کوتاه با همه کسانی که در سالن حضور داشتند برقرار کردم. به نوعی همه را از نظر گذراندم.

یک اتفاق افتاد هم مثل فهمیدم چه کار کردم، هم مخاطب من فهمید مثل اینکه این یکی با بقیه فرق دارد حالا جان گرفتم.

خود کارکرد استفاده از قدرت چشم در مقاطع مختلف سخن باید رعایت شود چون وقتی از چشمانت به درستی استفاده می کنی و به نوعی چشم تو چشم می شوی مخاطب هم خودش را موظف می داند به تو پاسخگو باشد و نه اینکه ساعتش را نگاه کند ، بخوابد یا … چون او از او

می خواهی که هر چه را می گویی به نوعی به تو پاسخ دهد یا سر تکان دهد.

 

6_استفاده مناسب از نگاه

خود نگاه می تواند یک کارکرد کاملا متفاوت داشته باشد.

مثال در یک جلسه ای حضور داشتم که سخنران جلسه از نگاهش تصویر ساخت و در آغاز وقتی آیه ای را که دعا بود می خواند (رب الشرح لی صدری …).

به جایی که در ملکوت و دور دست بود نگاه میکرد و به  از کسی در دور دست خواهش می کرد و آنقدر قدرتمندانه این کار را کرد که من مخاطب هم به نوعی نگاهم متوجه دور دست شد و مفهوم را منتقل کرد و تصویر صد در صد معنوی در لحظه خاص ساخت و البت